یکی از پارادوکسهای عصر حاضر این است که با وجود اطلاعات و ابزارها و روشهای تحلیلی متعدد به نمایش گذاشتن ارزش خلق شده به امری دشوار برای بازاریابان تبدیل شده است در این مقاله با ایران تبلیغ همراه باشید تا با مفاهیم کاربردی از ارزش های بازاریابی آشنا شوید.
استراتژی ارزش محور در ارزش های بازاریابی
وقتی صحبت از استراتژی کسب و کار میشود شاید اولین چیزی که به ذهن بعضی از کارآفرینان جوان برسد ، کمپانیهای بزرگ و صاحبنامی است که از روشهای پرهزینهی بازاریابی استفاده میکنند. در حالیکه داشتن استراتژی برای هر کارآفرینی یکی از ضروریات شروع کسب و کار است. استراتژی کلی یک کسب و کار ، تمامی بخشها و فرآیندهای آن استارتاپ یا کسب و کار کوچک را تحت تاثیر قرار میدهد. یکی از استراتژیهای کسب و کار موفق استراتژی ارزش محور است که با گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی قابلیتهای بیشتری نیز پیداکردهاست.
ارزش های بازاریابی چیست
مشتریان امروزه خواهان عرضه فرآورده ( کالا/ خدمت) با کیفیت برتر ، خدمات بیشتر ، سرعت بالاتر ، همخوان و متناسب با نیازهای خود ، قیمت مناسب تر و تضمین کارآمد هستند ، لذا بنگاه باید بررسی کند که در ضمن سودآوری ، کدامیک از خواست های گوناگون مشتریان را می توانند برآورده سازند.

شرکتهایی که فلسفه بازاریابی را پذیرفته اند یعنی مشتری و جامعه را مدنظر داشته و محور عملیات قرار داده اند ، در تلاش برای به وجود آوردن و افزایش مداوم ارزش مشتری هستند. عوامل متعددی در ارتقای ارزش مشتری مؤثر هستند مثل کیفیت ، خدمات ، سرعت و … یکی از عوامل بودجه ای در تولیدات محصول ، رضایت مشتری است که با ارزش دریافتی از سوی مشتری ارتباط دارد.
مشتریان ارزش هایی را که از شرکت های مختلف می توانند دریافت کنند با هم مقایسه کرده و شرکتی را انتخاب می کنند که بنا به نظر آنها ، ارزش بیشتری را به ایشان ارائه کند.
مفاهیم ارزش های بازاریابی
بر اساس تجربیات حاصل از همکاری با سازمانهای بازاریابی در صنایع مختلف در سراسر جهان ، پیروی از پنج قاعده مشترک باعث تبدیل مقیاسهای کمی به دستاوردهای واقعی برای یک کسبوکار میشود. در ادامه این قواعد در جهت بررسی مفاهیم ارزش های بازاریابی معرفی شده اند.
عملکرد خود را ارزیابی نکنید
معمولا از بازاریابان انتظار میرود به صورت پس رویدادی و ویژه به قضاوت عملکرد خود بپردازند. این موضوع اغلب باعث میشود که بازاریابان برای توجیه دیگران نسبت به ارزش خلق شده از ابزارهایی استفاده کنند که دیگران نه آنها را میفهمند و نه به آنها اعتماد دارند یا به ذکر معیارهایی بپردازند که بهعنوان معیارهایی با ارزش در گستره کسبوکار مطرح نیستند.
بهترین راه برای اجتناب از این مشکل ، دستیابی به یک توافق سراسری در سازمان است که پیرامون روشهای ساختاریافته سنجش ارزش بازاریابی صورت میگیرد. این مسوولیت بر عهده رهبران بازاریابی است تا این توازن را ایجاد کنند. یکی از استراتژیهایی که همواره شاهد موفقیت آن بودهایم ، ایجاد یک گروه رهبری است که شامل نمایندگانی از وظایف مختلف بازاریابی ، مالی ، استراتژی ، فروش و قیمتگذاری باشد. هنگام ایجاد چنین ساختاری ممکن است تلاشهای سازمانی بیشتری مورد نیاز باشد. شواهد نشان میدهند پذیرش سراسری در سازمان نقش تعیین کنندهای در ایجاد قابلیت سنجش ارزش های بازاریابی بلندمدت پایدار دارد.

ساختاری برای ارزیابی ایجاد کنید
هریک از واحدهای بازاریابی از یک معماری عمومی برای سنجش بهره میبرند. یک چارچوب تصمیمگیری در سازمان که مجموعهای از معیارهای مناسب را (به واسطه گسترش ابزارهای تحلیلی و تکنیکهایی مانند مدلسازی پاسخگویی ، نظارت بر برند و الگوبرداری رقابتی) با رایجترین تصمیمات بازاریابی ، مطابقت میدهد.
در نظر گرفتن ساختاری برای ارزیابی ، به گریز از دامی دیگر نیز کمک میکند : قدرت اجبار حقایق تصادفی ، یک پدیده شایع در سازمانها است که بر اساس آن هر یک از مدیران بازاریابی ، حقیقت یا اطلاعاتی را که از سوی برخی از ابزارها یا مدلها مطرح شدهاند ، بهعنوان مدرکی دال بر اعتبار کاری که در حال انجام آن هستند، ذکر میکنند. این به معنی نادرست بودن حقایق نیست ؛ بلکه این شواهد حتی ممکن است کاملا معتبر باشند. با این حال ، راه روشنی برای مقایسه یک حقیقت با حقیقتی دیگر وجود ندارد و حتی نمیتوان فهمید که آیا این حقایق ، مرجع مناسبی برای موضوع در حال بررسی هستند یا خیر.
معیارها و ابزارهای خود را ایجاد کنید
بازاریابان میتوانند از بین گزینههای به ظاهر نامحدود از میان ابزارها و معیارها که اغلب عواقب بسیاری دارند و تنها برخی از آنها سازنده هستند ، انتخابی انجام دهند. یکی از این گزینهها عدم اطمینان است : کدام ابزار بهترین است ؟ دیگری پیچیدگی است : درحالیکه ابزارهای متعددی در دسترس هستند ، چرا از آنها استفاده نکنیم ؟ سومین مورد ، رضایت از خود است : مدیران بازاریابی اغلب انتظار دارند که به جای استفاده از روشهای تحلیل برای شناسایی مشکلات و تغییر مسیر ، اعداد راهنمای عمل آنان باشند.
سپس در کنار آنها بمانید
هر ابزار جدیدی تا مدتی مورد استفاده قرار میگیرد و پس از آن با شلیکی جدید از رده خارج میشود. برای جلب اعتماد در خصوص ارزش های بازاریابی ، سازمان باید رویکردی سیستماتیک و جامع را نسبت به ارزیابی بازاریابی اتخاذ کند. معیارها و ابزارهای تصمیمگیری باید در فرآیندهای تصمیمگیری سراسر سازمان اتخاذ شوند. در غیر این صورت ، خاک خواهند خورد و بدون استفاده باقی خواهند ماند.
اولین اقدام مناسب این است که از دستیابی به اجماعی مشترک میان بازاریابان اطمینان حاصل شود– مجموعهای استاندارد از معمولا ۵ تا ۱۰ معیار که بهطور مداوم گزارش میشوند و به نرخ بازگشت سرمایه بلندمدت وکوتاهمدت دست پیدا میکنند. این کار از طریق مجموعهای از مولفههای محتوایی برای تفسیر عملکرد در زمینه بازگشت سرمایه ، نظیر رشد کلی ، قدرت قیمتگذاری نسبی و قدرت مشتری در بیان نظرات انجام میشود. یک اجماع متعارف میان بازاریابان، علاوهبر فراهم آوردن یک گزارش منطقی و منظم، باعث توسعه جعبه ابزار استاندارد در سراسر کسب وکار میشود.
تیم و فرهنگی صحیح ایجاد کنید
از آنجا که بخش بخش شدن فعالیتها ، سنجش عملکرد بازاریابی را دشوارتر میکند ، بازاریابان باید «چابک»تر شوند و سریعتر کارها را تکرار کنند تا امکان هماهنگی سریعتر با شرایط متغیر فراهم شود. برای افزایش این چابکی ، واحدهای بازاریابی به ساختارها و مهارتهای متعدد و فنی بیشتری نسبت به گذشته نیاز دارند. پژوهشها حاکی است که شکافها و کمبودهای مهارتی شرکتها فراتر از تصورات بسیاری از مدیران هستند.
نشانههایی که خبر از آینده میدهند نگرانکنندهتر هستند : به نظر میرسد بسیاری از بازاریابان به جای تمرکز بر به دست آوردن تواناییها و تخصصهایی که در آینده مورد نیاز سازمانشان است ، بر دستیابی به نیازهای گذشته تمرکز دارند. ممکن است ایجاد تیم و فرهنگ صحیح ، جالبترین قسمت از ۵ قانون مطرح شده باشد، این دقیقا همان جایی است که رهبر سازمانی میتواند بیشترین تاثیر بلندمدت را در واحد بازارایابی و اهمیت نقش آن در شرکت ایجاد کند.
انواع تصمیمات بازاریابی
سه نوع تصمیم بازاریابی وجود دارد – استراتژیک ، تاکتیکی و عملیاتی – که هر یک در سطوح مختلف سازمان و با توجه به زمانبندیهای مختلف انجام میشوند. تصمیمات استراتژیک در تخصیص مجدد بودجههای بازاریابی و چرخه بودجهبندی مالی اتخاذ میشوند. تصمیمات تاکتیکی چندین بار در سال رخ میدهند.
این تصمیمات به اصلاح سطوح هزینه ، آمیخته ، زمانبندی و پیامرسانی ارتباطات میپردازد. تصمیمات عملیاتی ، نظیر تصمیماتی که رسانهها یا کانالها را مد نظر قرار میدهند ، به صورت روزانه اتفاق میافتند – یا حتی در دنیای دیجیتال امروزی به صورت ساعتی رخ میدهند. علاوهبر این ، در دسترس بودن « دادههای تقریبا زمانی واقعی »، بخش اعظمی از تمرکز شرکت را بر اولویتهای عملیاتی کوتاهمدت معطوف میکند که این موضوع میتواند باعث بههم خوردن تعادل لازم میان چشمانداز بلندمدت و کوتاهمدت استراتژی و اهداف کلی بازاریابی شود.
مطابقت معیارها و ابزارها با فلسفه و ارزش های بازاریابی
معیارها در طول زمان ، مقایسهای را میان برندها ، بازارها و کمپینها ایجاد خواهند کرد. همچنین سازگاری ، باعث بالا رفتن میزان درک و استفاده از معیارها و ابزارها و ارزش های بازاریابی میشود ، زیرا بازاریابان به مشاهده گزارشها و فرمتهای مشابه عادت میکنند.











