بیل گیتس در این زمینه می گوید:
موفقیت یک معلم کثیف است و به افراد باهوش القا میکند که هرگز شکست نخواهند خورد.
تحقیقات کاترین شاو از دانشگاه استنفورد و فرانسیس لافونتن از دانشگاه میشیگان نشان میدهند که به طور معمول احتمال دستیابی کارآفرینان شکستخورده به موفقیت در دومین تلاش بیشتر است، از طرفی هرچقدر کسبوکار اولیهی آنها به مدت طولانیتری فعالیت داشته است، فرصت دستیابی آنها به موفقیت در مرتبهی دوم بیشتر است؛ بنابراین هر فعالیت اقتصادی شکستخورده یک جنبهی پیروزی نهفته دارد.
اما با اینحال شکست تلخ و دردناک است. تمام کارآفرینها هم به دنبال توسعه استارتاپ هایی هستند که هیچوقت شکست نمیخورند. بهخصوص زمانی که کارآفرین هزینه و زمان زیادی را صرف کار خود کرده است، این شکست برای او بسیار دردناکتر است؛ اما بازهم میتوان از هر شکست یک درس و تجربهی ارزشمند فرا گرفت.

نکته: اگر هرگز تسلیم نشوید، فراتر از تصور میکنید به موفقیت خواهید رسید؛ بنابراین اگر استارتاپ شما وارد یک مسیر پیچیده شده باشد، این روشها را باید بررسی کنید:
۱. دلیل مشکل را پیدا کنید
فردریک دبلیو. اسمیت:
رهبرها در مقابل مشکلات میایستند و استانداردهای قضاوت و تمایل به قضاوت خود را بالا میبرند
در صورت بروز هر اتفاقی و صرفنظر از واکنش افراد به خدمات شما، از بازخوردها و نظرات دیگران ناراحت نشوید. در عوض سعی کنید نسبت به یافتن راهحل برای مشکلات خود ذهنی باز و خلاق داشته باشید. غول ورزشی، آدیداس در کمپین بازاریابی ایمیلی خود با تیتر تبریک، شما از ماراتون بوستون جان سالم به در بردید مرتکب اشتباه بزرگی شد، بینندهها این تیتر را بیربط با بمبگذاری تروریستی ماراتون بوستون در ۲۰۱۳ نمیدانستند که منجر به کشته شدن سه نفر و آسیب رسیدن به ۲۶۰ نفر شد.
اما آدیداس خیلی سریع عقبنشینی کرد و این لطمه به اعتبار خود را با صادر کردن یک بیانیهی معذرتخواهی عمومی رفع کرد. این حرکت آدیداس هوشمندانه بود زیرا به خاطر این ایمیل تنشزا به تیتر اول بسیاری از مطبوعات تبدیل شده بود. به گفتهی کامرون پوئتشر، معاون توسعهی سازمانی شرکت اوبر که قبلا با این قبیل مشکلات روبهرو شده بود: «شرکتها باید در مورد اشتباهات خود شفاف عمل کنند. هر خطایی میتواند فرصتی برای پیشرفت به شمار برود.»
۲. به استارتاپ علاقه داشته باشید
استیو جابز:
تنها راه برای انجام یک کار خوب، عشق ورزیدن به کاری است که انجام میدهید
بزرگترین اشتباهی که کارآفرینها مرتکب میشوند ساخت محصولی است که نه به آن اعتقاد دارند و نه آن را دوست دارند. بعضی کارآفرینها به خاطر رونق یک محصول خاص در بازار به دنبال آن میروند (نه به این دلیل که آن محصول را دوست دارند). بهطور خلاصه، عشق، باور و علاقه به خدماتی که ارائه میدهید و محصولی که میسازید حتی در شرایط سخت هم به حفظ و بقای شما کمک میکند.
داستان فیل لیبین را در نظر بگیرید: لیبین پس از فروش دو شرکتی که علاقهای به آنها نداشت، تصمیم گرفت شرکت متفاوتی را تأسیس کند. او و تیمش به جستوجوی مخاطب پرداختند، محصول موردعلاقهی خود را تولید کردند و تجارت دلخواه خود را دنبال کردند. این محصول پلتفرم Evernote بود. بااینحال لیبین به دلیل محدودیتهای مالی تصمیم گرفت پس از مدتی به کار خود پایان دهد؛ اما در لحظات آخر ایمیلی از یک سرمایهدار سوئدی دریافت کرد که طرفدار Evernote بود و مبلغ ۵۰۰ هزار دلار را برای ادامهی کار شرکت به او پیشنهاد داد. پس از مدتی ارزش Evernote به بیش از یک میلیارد دلار رسید.
۳. تا زمانی که مشکلات حل شود، سرسختی خود را حفظ کنید
هنری فورد:
چه فکر کنید میتوانید، چه فکر کنید نمیتوانید، در هر دو صورت حق با شماست.
بعضی کارآفرینها شکست را نشانهای از توقف کار سازمان خود میبینند اما این تصور دور از واقعیت است. شاید آنها برای بهبود بهرهوری و کارایی خود در کسبوکار و اطمینان از درستی عملکرد استارتاپ خود همهی راهها را بهدرستی طی کرده باشند؛ اما در چنین موقعیتهایی، باید سرسخت باشند و باور به شکست را از خود دور کنند.
آریانا هافینگتون در فضای نشر آنلاین به موفقیت رسید اما برای رسیدن به این موفقیت چالشها و مشکلات زیادی را پشت سر گذاشت. او برای انتشار دومین کتاب خود به ۳۶ ناشر مراجعه کرد تا سرانجام پاسخ مثبت گرفت. هافینگتون در قدم بعدی در سال ۲۰۰۵ هافینگتون پست را تأسیس کرد. نشریهی او بازخورد اندکی داشت اما و بازهم تسلیم نشد با تلاش و پشتکار مستمر در سال ۲۰۱۱، HuffPo به یک میلیارد بازدید صفحه رسید و با قیمت ۳۱۵ میلیون دلار توسط AOL خریداری شد.
۴. ایجاد فرصتهایی برای بقای کسبوکار
میلتون برل:
اگر فرصت در نزد، در را بسازید
گاهی اوقات ممکن است استارتاپ شما به مرز شکست برسد در این شرایط باید روشی خلاقانه را برای حل مشکلات خود در پیش بگیرید. در اینجا، صرف نظر از دیوانهوار بودن راهحل تا وقتی که آن را امتحان نکنید نمیدانید به چه نتیجهای خواهید رسید.

ایلان ماسک بر سر دوراهی نجات سازمان SpaceX و Tesla قرار گرفته بود. او این دو راهی را اینگونه توصیف میکند:
نمیتوانستم بین SpaceX یا Tesla یکی از آنها را انتخاب کنم، از طرفی هم نمیتوانستم پول باقیمانده را بین آنها تقسیم کنم.
موقعیت دشوار ماسک یک راهحل کنشگر را به او ارائه داد. او برای نجات SpaceX قراردادی با ناسا امضا کرد. این قرارداد ۱.۶ میلیارد دلار منجر به پیشرفت و موفقیت SpaceX شد. سپس برای نجات تسلا یک وام از SpaceX گرفت و ۵۰ میلیون دلار را هم از سرمایهگذارهای خود دریافت کرد در نتیجه شرکت تسلا چند ساعت قبل از ورشکستگی رسمی در کریسمس ۲۰۰۸ نجات پیدا کرد.











